دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
281
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
فصل پنجم علوم ايران در روزگار صفويان سر ژان شاردن كه يكى از سياحان نامآور اروپا در روزگار صفويان است از زبان يك نفر ايرانى مىنويسد : « ترديدى نيست كه مبدأ و منشأ علم از مشرق زمين است ؛ كسى كه در هيچچيزى ترديد نكند درصدد تحقيق آن برنمىآيد ؛ و آنكه آزمايش نكند چيزى را كشف نمىكند و كسى كه به اكتشاف نپردازد كور است و كور مىماند . » « 1 » و سپس مطالب خود را ادامه و دستاوردهاى علمى ايرانيان و چينيان را در رديف اروپائيان قرار مىدهد و گفتارش را با اين عبارت زينت مىبخشد كه بعضى از قضايا و قواعدى كه در غرب نو و تازه به حساب مىآيد در كتب گذشته ايرانيان و اعراب پيدا مىشود . امّا شاردن در ابراز اين مطالب بيشتر تحتتأثير ميراث گذشته بوده ، چون علوم اسلامى كه عناصر ايرانى در آن دست بالائى داشتند ، باوجود دانشمندانى چون ابن سينا ، بيرونى ، عمر خيام ، خوارزمى و طوسى به اوج خود رسيد و اين علوم جز ايام تيموريان يعنى زمان الغ بيك و مكتب او كه فعاليتى بسزا يافت ، بعدها به قهقرا رفت و افول كرد . فقط در طب دستاوردهايى جديد حاصل آمد . باوجوداين چندين عامل مؤثر به اين دوره از تاريخ علم اهميت ويژهاى بخشيده است . ايران كانون كشفيات اصيل نبود ، بلكه مكانى براى مبادله افكار و انديشهها برشمرده مىشد . كشمكش طولانى و تلخ شاهان صفوى و تركان عثمانى موجب علاقه به تكنولوژى و فنآورى شد چون سپاهيان شاه فاقد اسلحه سنگين بودند ، و لذا ايرانيان با سفيران كشورهاى متعدد اروپائى آشنا شدند و آنتونى شرلى از طرف شاه عباس اول مأمور ايجاد ارتباط با ممالك مسيحى گرديد ؛ اين
--> ( 1 ) - شاردن ، جلد 4 ، ص 197 .